وارد کلاس شد. مثل همیشه با خنده ای بر لب... گفت امروز چه پوست هایی که کنده خواهد شد!! پوست های شاداب! ابتدا گمان بردم شوخی در کار است اما بهد ها فهمیدم جدیتی تام در کار بوده است. گفت ما تا کنون با خوبی و خوشی با هم بودیم و امروز نمی خواهم این خوشی را غمی بزرگ فرا بگیرد... گفت اگر کوچک ماهیچه ای از چشمانتان انقباضی اضافه کند هم از درس من معاف خواهید شد و هم از آزمون علوم پایه! برگه ها را توزیع کرد. آرام آرام سوالات را خواندم و همچنان آرام آرام فهمیدم که بسوی ابدیت پیش می روم!! ص غ غ ص ص ص غ ... نمرات منفی ام همچنان زیاد می شد... و سوالات کم کم تمام!
استاد گرامی! آخر ما چه گناهی کرده ایم که اینگونه مختاری وار* سوال طرح کردید و ما را به ملکوت اعلی فرستادید؟!!؟
علی ای حال گذشت... باز هم ممنون و متشکر از الطاف بی بدیل شما...
*مختاری:پروفسور منیره مختاری انگل شناس دانشمند که در ترم پیش سوالات بسی سخت در دامان ما نهاد!