نقطه سرنوشت...
این امتحان بزرگ خیلی از افراد را در همان اوایل زندگی مستقل می ترساند. افراد زیادی این ترس را بی اساس می دانند و آن را حاصل تلقینات انسان های دیگر و خود فرد می شمارند . اما این انسان های جدید الورود به حوضه ی زندگی مستقل به هیچ حرفی گوش نمی کنند و همچنان از این غول می ترسند. بعضی ها می گویند این تنها یکی از کوچک ترین امتحانات زندگی است و شما آزمون های سخت تری را پیش رو دارید . اما من هرگز گفته ی این عده از آدمها را قبول ندارم چون به نظر خودم این آزمون بزرگترین امتحانات زندگی است ، البته منظورم امتحانات مادی است نه معنوی . استنباط های زیادی در این مورد وجود دارد اما من کنکور را از این لحاظ مهم می دانم که آینده ی یک انسان کامل را رقم می زند . آنهایی که مخالف اند فکر کنند و بگویند که نتیجه ی یک فرد موفق با نتیجه یک فرد عادی فرق نمی کند؟ چرا خیلی هم فرق می کند . مثالی می زنم : یک فرد در طول سال کنکوری خود با رنج و زحمت فراوان درس می خواند و تلاش می کند و طی یک دوره ی منظمی که خودش تعیین کرده به کار خود ادامه می دهد و آنطرف فرد دیگری که تمام مدت زمان مفید خود را بدون تلاش وتکاپو سپری کرده و از بی برنامگی همه ی اوقات را وقت فراغت خود می داند . خوب؛ شاید آگر شما بخواهید در مورد نتیجه و سرانجام این دو نفر قضاوت کنید چه می گویید؟ درست است فرد اول می تواند در یکی از بهترین رشته های بهترین دانشگاه کشور پذیرفته شود و فرد دیگر یا اصلا غیر مجاز می شود و یا در یک رشته ی من در آوردی همان دانشگاه اسلامی که می دانیم !!!! قبول می شود که شغل شریف دلاکی از ادامه تحصیل در آن رشته بهتر است!. و شاید هم یکسال از عمر با ارزش خود را صرف کند و باز هم نتیجه نگیرد . بله فرد اول با تلاش بسیار توانست مسیر زندگی خود را روشن و معین کند و از طرفی چون جامعه امروز تنها و تنها به مادیات فکر می کند .

بقول معروف بار خودش را بسته است، فقط با یک امتحان ولی درعوض فرد دوم باید با ریاضت جانفرسا به دنبال کار و لقمه نانی بگردد تا روزی خودش را تامین کند و زندگی را بگذراند . درست است که گاهی بعضی افراد درس نخوانده به موفقیت هایی دست می یابند که شاید در رویای افرادی مثل پروفسور ها هم نباشد . اما بحث من فقط در چارچوب عبور از این سد بزرگ می باشد و با نفرات دیگر کاری ندارم . اگر به اینده دور و نزدیک افراد بنگریم حتما در می یابیم که کنکور نه تنها فقط یک امتحان نیست بلکه یک تقاطع و جهار راه پر رفت وآمد است که انسان با انتخاب مناسب مقصد نهایی خود را مشخص می کند . افرادی بر اثر بی اطلاعی به راههای غلط می روند و افرادی هم به اتوبان های عریض زندگی پا می گذارند و هرگز از عده ای حرف نزدیم که قبل از رسیدن به این چهارراه بزرگ از حرکت می ایستند . پس باید با دید بازتری ، کنکور؛ این نقطه ی سرنوشت را بررسی کنیم.
بچه ها نظر خودتونو راجع به دیدگاه متن بالا بدید ممنون میشم...