سلام!
دوست ندارم اصلا ازین پست ها بنویسم اما چکار کنم که نمیشه! بعد از نوید یکی دیگه از همکلاسی های خوبمون که اونم اهل اصفهونه داره میره دیار خودشون و مارو تنها می ذاره! آخه آی رییس دانشگاه اصفهان تو که همه همکلاسی های خوبمون رو ازمون گرفتی که!! اما اشکالی نداره اگه دوستامون با اینکه شهر خودشون باشن خوشحال می شن ما هم خوشحالیم...
خانم دکتر ناهید ملکیان هم رفتن مهمونی! اما ازون مهمونی هایی که برگشتی نداره و صاحب خونه پابندشون می کنه... خانم ملکیان واقعا ناراحت شدم وقتی متن خداحافظی تون رو خوندم ... ان شا الله اونجا بهترین آینده در انتظارتون باشه و در کنار خانواده خوش باشید. از طرف همه بچه های کلاس براتون آرزوی توفیق و سربلندی دارم ...
این هم متنی که خانم ملکیان نوشتند:
سلام به همه همکلاسی های خوبم
روز آخر بعد ازامتحان شیرینه
فیزیکال!!!می خواستم از همه دخترا و پسرای کلاس خداحافظی کنم ولی هرچی سعی
کردم نتونستم.اصلا باورم نمیشد بتونم بی اعتنا به تموم خاطرات زیبا و
فراموش نشدنیم توخوابگاه،دانشگاه،سلف،حرم و...بشمو برم اصفهان ولی وقتی
خواست(( مادر ))میاد وسط دیگه...(مونا،فائزه و زهرای عزیزم منو ببخشید
بخدا دست خودم نبود)
می
دونم خیلیا از اینکه من دیگه همکلاسیشون نیستم خوشحال میشند ولی اینو از
صمیم قلب میگم:دلم واسه تک تک بچه های کلاس تنگ میشه وآرزوی موفقیت واسه
همتون دارم
کسایی که این چندسال ممکنه اتفاقی افتاده باشه و ازشون
میخوام حلالم کنند:همه دخترا
مخصوصا:فائزه،زهرا،سارا،مرضیه،معصومه،عطیه،موناها،سمیه ها،مرجان
ها،رکسانا،حمیده،نگار،راضیه،فاطمه.....وهمه آقایون به
خصوص:صدیقی،ذبیحی،طاهری،قوچی،زارعی،رحمانی،صدفی،یعقوبی،هرندی،مهاجری،قراگوزلو،سلطانی
...وخیلیای دیگه که شرمنده اسمشونو ننوشتم و واقعا بعضی هاتون لطفای بزرگی
در حقم کردید که امیدوارم بتونم یه روز جبران کنم
راستی به اون هم کلاسی عزیزم که در شرف ازدواجه خیلی خیلی تبریک میگمو امیدوارم خوشبخت بشه

تو رو خدا قدر همدیگو رو بدونید چون همگی یه روز...

تا نگاه میکنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عظیمت تو ناگزیر میشود
آی ای دریغ وحسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر میشود...

